
در گذشته کودکانی که در مدرسه مشکل داشتند، اغلب تنبل یا بیهوش فرض میشدند. این باور غلط آسیب زیادی به همراه داشت. اما اکنون میدانیم که مشکلات تحصیلی لزوماً نشانه بیعلاقگی یا تنبلی نیست. در بسیاری از موارد، کودکان دچار ناتوانیهای یادگیری هستند که نیاز به شناسایی و درمان دارند.
ناتوانیهای یادگیری میتوانند فرایند یادگیری را مختل کنند. این کودکان ممکن است در مهارتهایی مانند صحبت کردن، خواندن، نوشتن، توجه، درک مطالب، به خاطر سپردن اطلاعات، انجام ریاضی یا هماهنگی حرکات مشکل داشته باشند.
در ادامه، انواع رایج ناتوانیهای یادگیری آورده شدهاند. اگرچه اختلال بیش فعالی و اوتیسم بهعنوان ناتوانی یادگیری شناخته نمیشوند، اما میتوانند بر روند یادگیری تأثیر منفی بگذارند.
نارساخوانی (دیسلکسیا)
خواندن یکی از مهارتهای اساسی برای یادگیری دانشآموزان است که به آنها این امکان را میدهد که از کتابها، رایانهها، برگهها و تابلوها اطلاعات لازم را برای یادگیری دروس مختلف مانند ریاضی، علوم، ادبیات و مطالعات اجتماعی کسب کنند. 85 درصد از محتوای آموزشی در مدارس ازطریق خواندن ارائه میشود و یادگیری این مهارت، پایه و اساس پیشرفت تحصیلی است.
بیشتر کودکان با اشتیاق منتظر یادگیری خواندن هستند. آنها در این فرایند یاد میگیرند که نمادهای انتزاعی روی صفحه را به حروف، صداها، کلمات، جملات و درنهایت پاراگرافهای معنادار تبدیل کنند. اما این تجربه در یکپنجم کودکان متفاوت است. برخی از کودکان برای رمزگشایی کلمات، تشخیص آنها یا درک مطلب با دشواری روبرو میشوند. کودکانی که تا پایان کلاس سوم نمیتوانند به سطح استاندارد خواندن برسند، در پایههای تحصیلی بعدی با چالشهای بیشتری مواجه خواهند شد.
اختلال خواندن نوعی ناتوانی در یادگیری است که مستقیماً بر توانایی خواندن تأثیر میگذارد و باعث میشود که فرایند خواندن برای برخی افراد پیچیده و غیرقابلدرک به نظر برسد. بر اساس نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، نارساخوانی ناتوانی یادگیری خاصی محسوب میشود که ارتباطی با مشکلات حسی، عصبی، هوشی یا عوامل اجتماعی-فرهنگی ندارد.
دیسکلسیا برای دههها بهعنوان ناتوانی یادگیری مستقل شناخته شده است. برخی متخصصان بر این باورند که نارساخوانی فقط به افرادی اطلاق میشود که در خواندن مشکل دارند. اما برخی دیگر معتقدند که نارساخوانی طیف وسیعی از تفاوتهای عصبی را در بر میگیرد که نهتنها بر خواندن، بلکه بر مهارتهای دیگری مانند گوش دادن، صحبت کردن، نوشتن، تربیت و به خاطر سپردن نیز تأثیر میگذارد. با این وجود، همه متخصصان دیسلکسیا موافقند که دیسلکسیا توضیح میدهد که چرا برخی از کودکان در یادگیری خواندن نسبت به همسالان خود با مشکل بیشتری مواجه هستند.
*****dyslexia*****
اختلال نوشتن (دیسگرافی)
نوشتن مهارتی ضروری برای موفقیت تحصیلی است که دانشآموزان را قادر میسازد استانداردهای معلم و برنامه درسی را برآورده کنند. طبق تحقیقات، وظایف نوشتاری بهطور میانگین تا نیمی از ساعات مدرسه را تشکیل میدهند و ارتباط مستقیمی با پیشرفت کلی تحصیلی دارند.
روند رشد نوشتن مشابه با خواندن است. دانشآموزان از شناخت ابتدایی حروف شروع کرده و بهتدریج مهارتهای پیچیدهای مانند نوشتن جملات و درک متون را کسب میکنند. در سنین پایین، کودک یاد میگیرد که چگونه حروف را شکل دهد، کلمات ساده را هجی کرده و افکار خود را با استفاده از جملات بیان کند. اما شکست در هر یک از این زمینهها میتواند به دیسگرافی یا همان ناتوانی در نوشتن، منجر شود.
کودکان مبتلا به نارسانویسی با اکثر جنبههای نوشتن ازجمله مشکلاتی مانند شکلگیری یا خوانایی حروف، فاصلهگذاری مناسب بین حروف، هجی کردن، املا، هماهنگی حرکات ظریف، سرعت نوشتن، دستور زبان و نگارش متون دست و پنجه نرم میکنند.
*****dysgraphia*****
اختلال یادگیری ریاضی (دیسکالکولیا)
سواد ریاضی برای بقا در جامعه مدرن ضروری است. کارهای روزمره مانند پرداخت قبوض و بودجهبندی برای هزینههای روزانه همه مربوط به اعداد هستند. تمامی مشاغل، از علوم پیچیده تا کارهای عملی، نیازمند دانش ریاضی هستند.
دیسکالکولیا نوعی ناتوانی در یادگیری ریاضی است که مشابه با نارساخوانی و نارسانویسی عمل میکند. کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی در مهارتهای اولیه مانند شمارش، تشخیص و تشکیل اعداد، درک پول و خواندن ساعت دچار مشکل هستند. در مقاطع بالاتر، این کودکان ممکن است در انجام محاسبات پایهای مانند جمع، تفریق، ضرب و تقسیم ناتوان باشند.
ریاضیات، مانند نوشتن، از قوانین و اصول خاصی پیروی میکند که یادگیری آنها برای موفقیت ضروری است. کودکانی که دچار دیسکالکولیا هستند اغلب در به خاطر سپردن این قوانین مشکل داشته و برای پیشرفت نیاز به آموزش مستقیم و مستمر دارند.
نارساخوانی و دیسکالکولیا اغلب بهصورت همزمان رخ میدهند. کودکانی که در خواندن مشکل دارند، معمولاً در درک دستورالعملهای ریاضی، سؤالات کلمهای و مثالهای نوشتاری نیز با چالش مواجه هستند. علاوهبراین، بسیاری از کودکان مبتلا به دیسکالکولیا نیز دچار اضطراب ریاضی میشوند که توانایی آنها را در یادگیری و انجام وظایف مرتبط با ریاضیات کاهش میدهد.
*****dyscalculia*****
اختلال پردازش زبان (LPD)
اختلال پردازش زبان، اختلالی است که بهطور منفی بر ارتباط ازطریق زبان گفتاری تأثیر میگذارد. دو نوع اختلال پردازش زبان وجود دارند: اختلال زبان بیانی و اختلال زبان دریافتی.
اختلال زبان بیانی وضعیتی است که در آن کودک توانایی کمتر از حد متوسط در واژگان، گفتن جملات پیچیده و به خاطر سپردن کلمات دارد. بااینحال، کودکی که دچار این اختلال است ممکن است مهارتهای زبانی مورد نیاز برای درک ارتباطات کلامی یا نوشتاری را داشته باشد.
در مقابل، کودکانی که به اختلال زبان دریافتی مبتلا هستند، در درک و تفسیر زبان گفتاری مشکل دارند. آنها برای فهمیدن کلماتی که میشنوند یا میبینند، مانند مکالمات روزمره، کتابها یا نوشتههای روی تابلوها، با چالش مواجه میشوند.
*****language-processing-disorder*****
اختلال پردازش بینایی
اختلال پردازش بینایی یا ادراکی به توانایی محدود در درک اطلاعات دریافتی ازطریق چشمها اشاره دارد. این اختلال با مشکلات مربوط به بینایی یا وضوح بینایی متفاوت است. درواقع، مشکلات پردازش بینایی به نحوه پردازش یا تفسیر اطلاعات بصری توسط مغز تأثیر میگذارد.
نمونههایی از مهارتهای پردازش بینایی مورد نیاز برای یادگیری عبارتاند از:
- تفکیک تصویر-زمینه: این مهارت به کودک کمک میکند تا پیشزمینه را از پسزمینه جدا کرده و روی جزئیات مهم تمرکز کند. کودک میتواند بر جنبههای اصلی تصویر تمرکز کند و همزمان از ارتباط بخشها با کل تصویر آگاه باشد.
- تشخیص اشکال: توانایی تمایز بین اشکال مختلف مانند دایره و مربع یا حروفی مانند پ و ب، یکی از مهارتهای ضروری برای رشد کودک است. تقریباً هر فعالیت تحصیلی نیاز به تشخیص اشکال دارد.
- پردازش بصری-فضایی: این مهارت به توانایی کودک در تشخیص جهتیابی و موقعیت اشیاء و همچنین جهتیابی خود نسبت به محیط اشاره دارد. کودکان با مشکلات فضایی ممکن است در تشخیص حروف مشابه مانند ب، پ یا د و ذ دچار سردرگمی شوند.
- اکمال بینایی یا تکمیل دیداری: این مهارت به کودک اجازه میدهد اشکال یا اشیائی را که بهطور ناقص ارائه شدهاند، تشخیص دهد. این مهارت به کودک کمک میکند تا با تکمیل ذهنی تصویر بصری یا با مرتبط کردن تصویر با اطلاعات ذخیرهشده قبلی، بهسرعت شیء را تشخیص دهد.
- حافظه بصری: این مهارت اغلب بهعنوان زیرمجموعهای از ادراک بصری در نظر گرفته شده و بهعنوان مهارتی جداگانه در نظر گرفته نمیشود. حافظه بصری شامل ذخیرهسازی و بازیابی احساسات و ادراکات بصری تجربهشده قبلی در زمانی است که محرکهایی که در ابتدا آنها را برانگیختهاند دیگر وجود ندارند.
*****visual-processing-disorder*****
اختلال پردازش شنوایی
پردازش شنوایی به معنای شناسایی، تفسیر و ایجاد ارتباط معنایی با صداها است. کودکان مبتلا به اختلال پردازش شنوایی قادر به شنیدن هستند، اما نمیتوانند صداها را بهدرستی تشخیص دهند یا پردازش کنند. این مهارت همانند پردازش بصری برای خواندن و یادگیری حیاتی است.
مؤلفههای اختلال پردازش شنوایی عبارتاند از:
- تمایز پیشزمینه-پسزمینه شنیداری: به انتخاب و توجه به محرکهای شنوایی مرتبط و نادیده گرفتن محرکهای نامربوط اشاره دارد. کودکانی که در این زمینه مشکل دارند، نمیتوانند صداهای ضروری را از نویز پسزمینه جدا کنند. بنابراین صدای معلم در میان صدای همکلاسیها، صداهای راهرو یا ترافیک گم میشود.
- تمایز شنوایی: به توانایی شنیدن تفاوتها و شباهتها بین صداها اشاره دارد. کودکانی که در این مهارت ضعف دارند، در تشخیص تفاوتهای آوایی بین کلماتی مانند تز و تیز یا پیل و فیل مشکل خواهند داشت.
- ترکیب شنیداری: این توانایی ترکیب صداهایی است که کلمات را تشکیل میدهند. کودکی که در این بخش دچار مشکل است، نمیتواند صداهای فردی را در کلمهای مانند «م-ر-د» ترکیب کند. کودک ممکن است آواهای فردی را بداند اما نمیتواند آنها را کنار هم قرار دارد. بهطور مشابه، کودک ممکن است در جدا کردن کلمهای توسط هجاها و ترکیب آن مانند ت-ل-فن با مشکل مواجه شود.
- ترتیب شنوایی: به توانایی به خاطر سپردن ترتیب صداها اشاره دارد. کودکانی که در این زمینه مشکل دارند، نمیتوانند الفبا یا اعداد را حفظ کنند یا قادر نیستند دستورالعملهای دادهشده با صدای بلند را بهترتیبی که ارائه شدهاند، به یاد بیاورند یا انجام دهند.
نشانههای اختلال پردازش شنوایی شامل موارد زیر هستند:
- به نظر میرسد که کودک دستورات کلامی را نادیده میگیرد.
- کودک اغلب در حال خیالبافی به نظر میرسد.
- به دفعات میگوید «چی؟» یا «ها؟» و درخواست میکند دستورالعملها را تکرار کنید.
- قبل از انجام دستورالعملها، به دیگران نگاه میکند تا از رفتار آنها تقلید کند.
- الگوهای گفتاری ضعیفی دارد.
- تمایل به پاسخهای کوتاه و تکهجایی دارد و بهصورت داوطلبانه اطلاعات زیادی ارائه نمیدهد.
- به حرکات بدنی و اشاره متکی است.
- معمولاً ترجیح میدهد فعالیتهای بصری انجام دهد.
*****auditory-processing-disorder*****
ناتوانی یادگیری غیرکلامی
یادگیری غیرکلامی، توانایی پردازش و درک اطلاعات به غیر از اشکال کلامی و نوشتاری است. این اختلال شامل درک ایدهها، الگوها، مفاهیم، و روابط و به کار بردن آنها در موقعیتهای جدید است.
افراد مبتلا به ناتوانیهای یادگیری غیرکلامی (NVLD) معمولاً در زمینههایی مانند خواندن، رمزگشایی زبان، املا، واژگان یا یادآوری واقعی مشکل ندارند. بااینحال، ممکن است با پردازش بصری، فضایی یا لمسی مشکل داشته باشند.
کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری غیرکلامی ممکن است در پردازش تصاویر بصری مشکل داشته باشند. بهعنوان مثال، اگر از آنها خواسته شود که شکلی مانند مربع یا مثلث را کپی کنند، ممکن است چیزی کاملاً متفاوت و نامتناسب بکشند. آنها معمولاً مشکلات مربوط به آگاهی فضایی، مانند برخورد با اشیاء و مشکلات در مهارتهای حرکتی و هماهنگی، مانند پرتاب توپ و دویدن را گزارش میکنند.
کودک مبتلا به NVLD ممکن است با درک مفاهیم پیچیده مشکل داشته باشد و این مسئله، درک نکات برجسته خواندن را برای او دشوار کند. علاوهبراین، او ممکن است در خواندن نشانههای ارتباط غیرکلامی مانند حالات چهره و زبان بدن دچار مشکل شود.
ناتوانی یادگیری غیرکلامی بهعنوان تشخیصی رسمی شناخته نمیشود. کودکانی که علائم این اختلال را نشان میدهند معمولاً به سایر بیماریها مانند بیش فعالی، اوتیسم و اضطراب مبتلا هستند.
سایر اختلالاتی که بر یادگیری تاثیر می گذارند
انجمن ناتوانیهای یادگیری آمریکا و بسیاری دیگر از متخصصان سلامت روان، هفت اختلال فوقالذکر را به عنوان ناتوانیهای یادگیری خاص در نظر میگیرند. اختلال طیف اوتیسم (ASD) و اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD) نیز بر یادگیری فرد تأثیر میگذارند، هرچند به عنوان اختلالات یادگیری دسته بندی نمی شوند.
اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD)
توجه کوتاه، دورههای فعالیت زیاد و رفتار تکانشی بخشی از دوران کودکی است. بااینحال، برای کودک مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی، این علائم اغراقآمیز میشوند و شروع به تداخل در زندگی روزمره میکنند. درنتیجه، کودکان مبتلا به بیش فعالی اغلب در مدرسه با مشکل مواجه میشوند؛ زیرا نمیتوانند تمرکز کرده، با مشکلات مواجه شوند و روی وظایف تعیینشده تمرکز کنند.
اختلال بیش فعالی، ناتوانی یادگیری نیست. بااینحال، برخی از علائم ممکن است بسیار شبیه به علائم ناتوانی یادگیری به نظر برسند. میزان اختلالات یادگیری در کودکان مبتلا به بیش فعالی بالا هستند، درحالیکه کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری بیشتر دچار بیش فعالی میشوند.
اوتیسم
اوتیسم، که گاهیاوقات بهعنوان اختلال طیف اوتیسم (ASD) شناخته میشود، ناتوانیای رشدی است که بهطور قابلتوجهی بر ارتباطات کلامی و غیرکلامی و تعامل اجتماعی تأثیر میگذارد. سایر مشخصات این اختلال عبارتاند از:
- درگیر شدن در فعالیتهای تکراری
- مقاومت در برابر تغییرات محیطی یا تغییر در روال روزانه
- پاسخهای غیرمعمول به تجربیات حسی
اوتیسم نیز مانند بیش فعالی ناتوانی یادگیری نیست، اما حدود نیمی از افراد مبتلا به اوتیسم ممکن است دچار اختلال یادگیری باشند.
اختلال هماهنگی رشدی (دیسپراکسی)
دیسپراکسی که بهطور رسمی اختلال هماهنگی رشدی (DCD) نامیده میشود، اختلالی حرکتی مبتنی بر عملکرد مغز است که مهارتهای حرکتی ظریف و درشت، برنامهریزی حرکتی و هماهنگی را تحت تأثیر قرار میدهد. اگرچه این اختلال بر مهارتهای شناختی تأثیر میگذارد، هیچ ارتباطی با سطح هوش ندارد.
کودکانی که به دیسپراکسی مبتلا هستند، ممکن است در رسیدن به نقاط عطف رشد اولیه مانند خزیدن، راه رفتن، غذا خوردن بهصورت مستقل و لباس پوشیدن تأخیر داشته باشند. با افزایش سن در این کودکان، مهارتهایی همچون طراحی، نوشتن و مشارکت در فعالیتهای ورزشی معمولاً پایینتر از سطح مورد انتظار برای سنشان باقی میمانند. پژوهشها نشان میدهند که میزان بروز اختلال هماهنگی رشدی در پسران سه تا چهار برابر بیشتر از دختران است و در برخی خانوادهها، این اختلال بهصورت ارثی مشاهده میشود.
جمعبندی
اختلالات یادگیری شامل مشکلاتی در پردازش اطلاعات در زمینههای مختلفی همچون خواندن، نوشتن، ریاضیات، پردازش شنوایی و بصری، و مهارتهای حرکتی هستند که میتوانند بر عملکرد تحصیلی و اجتماعی فرد تأثیر بگذارند. این اختلالات ممکن است در کودکانی که ازنظر هوش و تواناییهای عمومی نرمال هستند، ظاهر شوند. اختلالات یادگیری میتوانند شامل مشکلاتی در پردازش و درک زبان، تصاویر بصری، صداها، یا اطلاعات فضایی باشند. در برخی موارد، این اختلالات با مشکلات رفتاری مانند عدم تمرکز، اضطراب یا مشکلات در تعاملات اجتماعی همراه میشوند.
شناسایی و درمان زودهنگام این اختلالات اهمیت زیادی دارد؛ زیرا برنامههای آموزشی و حمایتی میتوانند به کودکان کمک کنند تا مهارتهای مورد نیاز خود را توسعه دهند و در تحصیل و زندگی روزمره به موفقیت برسند.
منابع